چگونه دیدگاه‌های جهانی جارد کوشنر و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران می‌تواند به توضیح مسئله‌ای که در قلب مذاکرات قرار دارد، کمک کند. (1)

توماس ال. فریدمن درباره تضاد در هسته توافق ایران ۲۴ ژوئن ۲۰۲۶

ترجمه: دکتر حمیدرضاحقیقت. دانشگاه آزاد اسلامی شیراز- تیرماه1405

اشاره(مترجم):

توماس فریدمن (Thomas L. Friedman) ستون نویس (Opinion) بخشی از روزنامه معروف آمریکائی نیویرک تایمز(Newyork Times) هستند که برگفتگو در مورد مسائل بین المللی تمرکز دارد. (2) فریدمن متخصص مباحث سیاست خارجی، محیط زیستی و خاورمیانه است و تاکنون سه بار برنده جایزه مشهور پولیتزر شده است. (3) در این مصاحبه که دن واکین (Dan Wakin) دیگر ستون نویس نیویورک تایمزبا او انجام داده، اعتقاد دارد که جنگ اخیرایران و آمریکا در واقع تقابل دو دیدگاه خمینیسم و کوشنریسم است که اولی براحیای شریعت گذشته تاکید دارد اما دومی بررفاه زندگی مادی مانند آپارتمان و هتل وملک ساحلی تمرکزدارد و دختران فقط میخواهند خوش بگذرانند. فریدمن آرزو دارد که جمهوری اسلامی سرنگون شود اما تردید دارد که ترامپ و تیمش از پس چنین مشکلی برآیند چون معتقد است آنها اشخاص حرفه ای را ازدستگاههای امنیتی و نظامی ودیپلماسی کنار زده  و کار را به دست اشخاص آماتور و کاملا بی تجربه سپرده اند و به جای توجه به توصیه های بوروکراسی رسمی ایالات متحده به صورت کاملا انحصاری و به قول ما ایرانی ها «دربست» و به قول خودش «بدون مناقصه» به توصیه های نتانیاهو توجه میکنند. در نکته سنجی دقیق فریدمن میگوید که اگر می‌خواهید کسی را ترور کنید، با موساد تماس بگیرید. اما اگر می‌خواهید روندهای سیاسی و اجتماعی را درک کنید، با موساد تماس نگیرید. چون اطلاعات آنها ازافرادی به دست آمده که از رژیم کشور خود متنفرند و طبعا ضعف رژیم را بزرگ نمائی می کنند. فریدمن همچنین تردید دارد که «ونس» بی تجربه بتواند از پس پاک کردن «کثافت کاری» رئیسش برآید. فریدمن همچنین اشاره بسیارمهمی دارد که در نتیجه سیاستهای غلط ترامپ و نتانیاهو، فضای کنونی انتخابات آمریکا به این سو رفته که چه «چه کسی بهتر میتواند دربرابر اسرائیل قد علم کند». فریدمن به صورت بسیار گذرا اشاره میکند که ترامپ بیشتر به دنبال پر کردن جیب خودش است و منافع آمریکا فرع بر قضیه است.

               به نظر اینجانب (مترجم) نکاتی که فریدمن گفته حاکی ازپیدایش جریانی است که اگر تداوم پیدا کند به نفوذ صهیونیسم در آمریکا ضربه سختی خواهد زد. همچنین نشان میدهد که حداقل بخش مهمی از نخبگان ایالات متحده، کشور خود را بازنده جنگ در برابر ایران میدانند که در اثر بی توجهی به کارشناسان آمریکائی و اعتماد به اسرائیل ایجاد شده است تا جائی که صهیونیستی مانند فریدمن که طرفدار حمله آمریکا به عراق، ولیعهدی بن سلمان و بدتر از همه، طرفدار بمباران غزه از سوی اسرائیل و متهم به سانسور اخبار به نفع اسرائیل است ، عمیقا احساس خطر میکند. نکته دیگر اینکه حتی فریدمن هم که خود را کارشناس حرفه ای خاورمیانه میداند، در همین مصاحبه نشان داده که درک درستی از اوضاع ندارد. خمینیسم در معنای واقعی آن، برای ما که در آن زندگی کردیم، بازگشت سطحی به شریعت گذشته نیست که فرضا زنان پوشیده و تحت سلطه مردان باشند چه در این موارد سعودی ها پیش تازند. خمینیسم بازگشت به آن اسلام نابی است که عدالت خواهی و دردمندی و شراکت در غم مظلومان و هزینه دادن برای مقابله با ستمگر حتی اگرآن ظالم معارض منافع ما هم نباشد، ویژگی بارز آن است. این عدالت خواهی و دردمندی علوی در وجود ایرانیان لانه گزیده و همین است که ناگهان قاطبه ملت، چه متشرعان و چه آن دخترانی که به فکر خوشگذرانی هستند و به ظواهر شریعت بی توجهند، ناگهان در قیامی شگفت انگیزبه پا میخیزند. هرچند قبول دارم که وضعیت فعلی از آن روحیه آرمانخواهانه اولیه انقلاب اسلامی 1357، فاصله معناداری گرفته است. 

               در مورد ترجمه این مصاحبه لازم به توضیح است که روزنامه اینترنتی فراز مورخ 4 تیرماه جاری اولین باراین مصاحبه را به کمک هوش مصنوعی ترجمه و منتشر کرده است. (4) اما ازآنجا که نثر فریدمن پر از اصطلاحات ادبی و دیپلماتیک است و بدون اشاره به آنها فهم مطلب میسر نیست، لازم دیدم که متن مجددا ترجمه و اصلاح و توضیح داده شود. اظهار نظر عزیزان موجب تشکر مضاعف است. در پایان ازجناب استاد دکترعباس ملکی معاون اسبق وزارت امورخارجه که خود هزینه داده وبرادر شهید و از خانواده روحانیت هستند و این مقاله را معرفی نمودند سپاسگزاری می کنم. 

متن مصاحبه:

دن واکین: من دن واکین، سردبیر بین‌المللی نیویورک تایمز Opinion هستم. وقتی رئیس‌جمهور ترامپ هفته گذشته توافق اولیه صلح با ایران را امضا کرد، از برخی جهات، اصلاً شبیه یک توافق به نظر نمی‌رسید. بزرگترین مشکل حل نشده باقی ماند: اینکه در مورد برنامه هسته‌ای ایران چه باید کرد.  معاون رئیس جمهور، جی دی ونس، به تازگی در سوئیس بود تا با ایرانی‌ها ملاقات کند و سعی در دستیابی به یک توافق پایدار داشته باشد. آنها به خودشان ۶۰ روز فرصت داده‌اند تا این کار را انجام دهند. شایان ذکر است که مذاکره در مورد توافق هسته‌ای اوباما بیش از یک سال و نیم طول کشید. برای بحث در مورد آخرین اخبار، من به همراه همکارم، تام فریدمن، ستون‌نویس بخش نظرات، اینجا هستم. سلام، تام. از حضورتان متشکرم.

توماس ال. فریدمن: دن، از حضورتان بسیار خوشحالم.

واکین: قبل از اینکه به اخبار این هفته بپردازیم، می‌خواهم به مطلبی که شما کمی پس از شروع جنگ در ستونی نوشتید، برگردم. شما نوشتید: "باید به خاطر داشته باشیم که زمان پایان این جنگ به همان اندازه که توسط بازارهای نفت و بازارهای مالی تعیین می‌شود، توسط وضعیت نظامی داخل ایران نیز تعیین می‌شود." بنابراین، ما در اینجا با ترامپی روبرو هستیم که در مورد قیمت بالای بنزین در میان‌دوره‌ای نگران است. ما اساساً همان رژیم ایران را داریم، اما اکنون با یک رهبر جوان‌تر. و ایران به خوبی از قدرتی که بر تنگه هرمز دارد، آگاه است. با توجه به همه این موارد، ایالات متحده در چه موقعیت مذاکره‌ای قرار دارد و امید شما برای نتیجه این مذاکره چیست؟

فریدمن: خب، من می‌گویم که ترامپ این جنگ را با یک معامله تاکو به پایان رساند، معامله تاکو معروفی که تحلیلگران وال استریت آن را اینگونه توصیف می‌کنند، ترامپ همیشه از میدان در می رود.(5) در نهایت، ترامپ اساساً محاسبه کرد که باید همین حالا به این جنگ پایان دهد تا قیمت نفت را تا زمان انتخابات میان‌دوره‌ای پایین بیاورد. بنابراین، آنچه من در ابتدا پیش‌بینی کردم، مبنی بر اینکه قیمت نفت به اندازه وقایع میدان نبرد، تعیین‌کننده این جنگ خواهد بود، واقعاً به وقوع پیوست. او اساساً اسرائیل و کشورهای عربی خلیج فارس را به ایالت‌های میشیگان، پنسیلوانیا و جورجیا فروخت. ترامپ می‌دانست که اگر قیمت بنزین و مواد غذایی همچنان رو به افزایش باشد، همانطور که از آغاز این جنگ بوده است، احتمال بسیار زیادی وجود دارد که آن ایالت‌ها را از دست بدهد. اگر او مجلس نمایندگان و سنا را از دست بدهد، که احتمالش کمتر است، اما به هر حال یک احتمال است،ترامپ به دلیل نحوه ثروتمند شدنش از زمان ریاست جمهوری‌اش در معرض استیضاح قرار خواهد گرفت. من فکر می‌کنم بین همه این موارد ارتباطی وجود دارد، و دلیل اینکه ما این را می‌دانیم، دن، این است که ترامپ به ما گفته است. او گفت که قرار نیست هربرت هوور باشد و رکود اقتصادی را رهبری کند. (6)

واکین: می‌خواهم کمی در مورد چگونگی روند مذاکرات صحبت کنم. می‌دانم بسته به اینکه به چه کسی گوش می‌دهید، چه مقامات آمریکایی و چه مقامات ایرانی، گزارش‌های متناقضی وجود دارد. اما تا صبح سه‌شنبه، ما به طور قطعی می‌دانیم که تاکنون چه اتفاقی افتاده است؟

فریدمن: طرفین تفاهم‌نامه‌ای برای ایجاد آتش‌بس در جنگ امضا کرده‌اند که امکان باز شدن تنگه هرمز و فروش نفت به دلار توسط ایران و شروع به ترمیم اقتصاد خود را فراهم می‌کند. این مقدمه‌ای برای مذاکرات گسترده‌تر در مورد حذف مواد شکافت‌پذیر هسته‌ای ایران است که تقریباً برای ساخت بمب اتمی آماده هستند. به نظر من این تیتر کلی است. اما می‌دانیم که جزئیات باید مشخص شوند. یکی از قوانینی که من به عنوان خبرنگار در خاورمیانه تدوین کردم این است که در خاورمیانه، آنچه مردم در خلوت به شما می‌گویند بی‌اهمیت است. تنها چیزی که مهم است این است که آنها در ملاء عام به زبان خودشان چه می‌گویند. خاورمیانه جای خنده‌داری است. تا حدودی برعکس واشنگتن است. در خاورمیانه، مردم در خلوت به شما دروغ می‌گویند و در ملاء عام به زبان خودشان حقیقت را می‌گویند. در واشنگتن، مردم در خلوت حقیقت را می‌گویند و در ملاء عام دروغ می‌گویند. ما همین ۴۸ ساعت گذشته شاهد نمایش این قانون بوده‌ایم. ونس، معاون رئیس جمهورگفت «ایرانی‌ها قول داده‌اند که ناظران هسته‌ای از کمیسیون بین‌المللی انرژی اتمی را بپذیرند» و ایرانی‌ها گفتند «نه، ما چنین چیزی پیشنهاد نداده‌ایم». بنابراین، فکر می‌کنم این یک مشکل مداوم برای دولت خواهد بود. چه ایرانی‌ها این را به صورت خصوصی به زبان انگلیسی گفته باشند، چه به صورت عمومی و به زبان خودشان، آشکارا آن را نقض می‌کنند. و اینجا کمی عدالت الهی وجود دارد. من به ونس فکر می‌کنم. این مردی است که روحش را، تمام اصولش را، فروخت تا معاون رئیس جمهور دونالد ترامپ باشد، و انگار خدایان یونان او را با مسئول دانستن او برای پایان دادن به جنگی که با آن مخالف بود و توسط دونالد ترامپ آغاز شده بود، مجازات کرده‌اند. با این اوصاف، ایران باید مراقب باشد که بیش از حد از دستش بازی نکند.

واکین: دونالد ترامپ، رئیس جمهوری که گفته است، اگر اوضاع خوب پیش نرود، تقصیر جان دی. دی. خواهد بود و نه من.

فریدمن: کاملاً. بنابراین، شما واقعاً فقط بر اساس آنچه در عمل می‌بینید قادر خواهید بود ببینید چه چیزی درست است و چه چیزی ممورکس، چه چیزی درست نیست.(7) من تمایل دارم همه این اظهارات عمومی را نادیده بگیرم. در نهایت، نیروهای بسیار بزرگ و قدرتمندی در حال بازی هستند. یکی از آنها همانی است که قبلاً به آن اشاره کردیم، دونالد ترامپ نیاز دارد که این جنگ از نظر سیاسی تمام شود. منافع بی‌بی نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، درست برعکس است. منافع او این است که جنگ به خاطر سیاست‌هایش ادامه یابد. او باید نشان دهد که یک نخست‌وزیر جنگ است، زیرا پایان جنگ، تحقیقات و انتخابات کاملی را در اسرائیل در مورد نحوه‌ی هدایت تمام سیاست‌های اسرائیل از زمان حمله‌ی حماس برای او به ارمغان می‌آورد و به اعتقاد من، ایران بین سپاه پاسداران که مایل به ادامه‌ی جنگ است، تقسیم شده است، زیرا آنها از تنش بیشتر با آمریکایی‌ها سود می‌برند و قدرت می‌گیرند، و سیاستمداران جدیدی که پس از نابودی نسل قبلی در ایران ظهور کرده‌اند، که ممکن است واقعاً به برقراری صلح علاقه داشته باشند. این گروه دوم ممکن است قوی‌تر از آن چیزی باشد که در ابتدا فکر می‌کردیم. اینها واقعیت‌های سختی هستند که من به آنها نگاه می‌کنم، و اینکه چگونه روزانه خود را نشان می‌دهند. فکر می‌کنم شما شاهد رفتارهای متناقض زیادی خواهید بود. مدتی طول خواهد کشید تا ببینیم سیگنال واقعی در این سر و صدا چیست.

واکین: صحبت از واقعیت‌های سخت شد، یکی از آنها این است که ایالات متحده قول داده است دارایی‌های ایران را آزاد کند. این به معنای جریان دلار به سمت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و همچنین جریان درآمد نفتی است که اکنون تحت توافق‌نامه‌ی همکاری به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مجاز است. پیامدهای این امر چیست؟

فریدمن: خب، دن، اگر می‌توانستم، می‌خواستم شما را به ارتفاع ۳۰ هزار پایی ببرم تا واقعاً درگیری‌ای را که در اینجا شاهد آن هستیم، درک کنید. من آن را درگیری بین کوشنریسم و خمینیسم توصیف می‌کنم. کوشنریسم چیست؟ بیایید به جنگ حماس و اسرائیل و توافق آتش‌بس برگردیم. پس از آن توافق در داووس امسال، جارد کوشنر، داماد رئیس‌جمهور، در هیئت صلحی که ترامپ برای نظارت بر آن آتش‌بس ایجاد کرده بود، سخنرانی کرد. این سخنرانی چیزی بود که او غزه‌ی جدید می‌نامید، شهری که برای گردشگری ساحلی با ۱۸۰ برج، مناطقی برای ساختمان‌های مسکونی، مجتمع‌های صنعتی و مراکز داده ساخته شده است. دیدگاه کوشنر نسبت به جهان اساساً این است که مردم فقط آپارتمان و هتل و ملک ساحلی می‌خواهند و دختران فقط می‌خواهند خوش بگذرانند. او واقعاً هیچ درک عمیقی از شور و اشتیاق و نارضایتی‌هایی که قرن‌ها مردم این منطقه را برانگیخته است، ندارد.

            مخالف او خمینی‌گرایی است. آیت‌الله خمینی، رهبر مذهبی ایران که جانشین شاه شد و او را سرنگون کرد. او خیلی زود پس از انقلاب گفت: ما این انقلاب را برای پایین آوردن قیمت هندوانه انجام ندادیم. به عبارت دیگر ما واقعاً به آنچه می‌گوییم اعتقاد داریم. ما در تلاشیم تا یک جمهوری اسلامی مبتنی بر قانون شریعت ایجاد کنیم، جایی که زنان پوشیده و تحت حکومت و سلطه مردان باشند و ما می‌خواهیم این ایدئولوژی را در سراسر منطقه گسترش دهیم و آنچه شما اینجا می‌بینید در واقع برخوردی است که کدام یک از این دو ایدئولوژی غالب خواهد شد.

            ترامپ در واقع مدام می‌گوید که ببینید، من رهبری قدیمی را از بین بردم، بنابراین رهبران جدید به کوشنریسم ایمان خواهند آورد. اما ما هنوز چنین چیزی را در رهبران جدید ندیده‌ایم. حالا، بگذارید بگویم که واقعاً خوشحالم که یک کوشنر آنجاست، اساساً به دو طرف می‌گوید من چیزی در مورد تاریخ شما نمی‌دانم.راستش می‌دانید واقعیت چیست؟ من اهمیتی نمی‌دهم که چیزی در مورد تاریخ شما بدانم، زیرا اینها فقط یک مشت آدم ناراضی هستند که این منطقه را به عصر حجر تبدیل کرده‌اند و من می‌خواهم دیدگاه متفاوتی را ترسیم کنم چه واقع‌بینانه باشد چه نباشد، شما به کسی نیاز دارید که این کار را انجام دهد. اما نیاز به زمان است تا ببینیم که آیا کوشنر برای آنچه می‌فروشد خریداری دارد یا خیر. باید دید که چه کسی قرار است در این داستان برنده شود؟ جارد کوشنر، که هیچ چیز از تاریخ نمی‌داند و به آن اهمیتی نمی‌دهد و فکر می‌کند آینده می‌تواند گذشته را دفن کند، یا پیروان خمینی، که فقط تاریخ را می‌دانند و اصرار دارند که گذشته همیشه باید آینده را دفن کند؟!

واکین: آیا شما کوشنریسم را به خود رئیس جمهور ترامپ تعمیم می‌دهید؟

فریدمن: من فکر می‌کنم ترامپ نوعی از کوشنر است. من ترامپ را به عنوان شخصیتی متفاوت در این نوع بازی می‌بینم. می‌دانیم که ترامپ اول توسط «بافرها»احاطه شده بود و ترامپ دوم توسط «آمپلی فایرها» احاطه شده است.(8) چیزی که ما در ترامپ دوم دیده‌ایم این است که هر کاری که او انجام می‌دهد یک قرارداد بدون مناقصه است. از نظر من، بین شکست ترامپ در پاکسازی خلیج فارس و شکست او در پاکسازی استخر بازتابنده (استخربنای یادبود لینکلن در واشنگتن) شباهتی وجود دارد. از نظر من، هر دو شکست‌های یک فرمانده کل قوا هستند، زیرا هر دو به روش خود، از طریق قراردادهای بدون مناقصه انجام شدند و قراردادهای بدون مناقصه، که به هیچ پیشنهاد دهنده دیگری جز کسی که رئیس جمهور منصوب کرده است، اجازه شرکت در مناقصه را نمی‌دهند، همیشه شما را به دردسر می‌اندازند. در مورد استخر بازتابنده، می‌دانیم که سرویس پارک ملی مناقصه رقابتی را دور زد و قرارداد ۱.۷ میلیون دلاری را به شرکتی به نام خدمات گرین‌واتر داد که اتفاقاً  توسط یکی از اهداکنندگان مالی کمپین ترامپ اداره می‌شد. کسی که دو بار محکوم شده بود، یک بار به دلیل رشوه و یک بار دیگر به دلیل برخی دیگر از شیطنت‌های اهدای کمک‌های مالی به کمپین. اما در نهایت چه اتفاقی افتاد؟ به جای اینکه استخر بازتابنده آنطور که ترامپ برای چهارم ژوئیه می‌خواست آبی شود، به جلبکی از شکوفه‌های سبز تبدیل شده است که اساساً کل صحنه را خراب کرده‌اند.

            حالا، چرا آن قرارداد بدون مناقصه را با جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران مقایسه می‌کنم؟ چون به نوعی، ترامپ نیز به آن به روشی بدون مناقصه نزدیک شد. بیایید به گزارش همکارانمان مگی هابرمن و جاناتان سوان از جلسه تصمیم‌گیری کلیدی در اتاق وضعیت کاخ سفید برگردیم. ترامپ، بی‌بی نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، را دعوت کرد. او در اتاق وضعیت بود. این لحظه‌ای بدون هیچ پیشنهادی بود که نتانیاهو سپس رئیس موساد را به روی صفحه می‌آورد و موساد به ترامپ می‌گوید که از طریق بمباران هوایی، می‌توانند رژیم را سرنگون کرده و قیام مردمی را در ایران آغاز کنند و البته هیچ‌کدام از این اتفاقات نیفتاد. ترامپ حتی وزیر انرژی یا وزیر خزانه‌داری‌اش را هم در اتاق نداشت. و کارشناسان خودش، مدیر سیا، ایده اسرائیل را مسخره خواندند و آنگونه که گفته می‌شود، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه‌اش، آن را مزخرف خواند. اما ترامپ با قرارداد بدون مناقصه‌اش با بی‌بی نتانیاهو، به حرف دلش عمل کرد و نتیجه این شد که تنگه هرمز از آبی به سبز، قرمز و سفید یعنی رنگ‌های پرچم ایران تبدیل شد. قراردادهای بدون مناقصه شما را به دردسر می‌اندازند، چه در مرکز خرید باشند و چه در خلیج فارس.

واکین: تام، به من بگو که فکر می‌کنی وضعیت لبنان چطور در کل این داستان جای می‌گیرد.

فریدمن: خب، یک چیزی که واقعاً من را در مورد این توافق نگران می‌کند این است که چگونه ایرانی‌ها ترامپ را وادار کرده‌اند که باز شدن تنگه هرمز را با سرنوشت شبه‌نظامیان نیابتی ایران، حزب‌الله، در لبنان مرتبط کند. اساساً، ایران می‌گوید اگر اسرائیل به تلاش برای نابودی حزب‌الله ادامه دهد، ما تنگه هرمز را از این به بعد مسدود خواهیم کرد. این یک ارتباط وحشتناک است زیرا حزب‌الله صرفاً امتداد سپاه پاسداران ایران است. در واقع ما باید بپرسیم که هی، ایران! تو در لبنان چه غلطی می‌کنی؟! چه حقی داری که از یک گروه شبه‌نظامی مسلح، غیرقانونی و غیردولتی در لبنان محافظت کنی؟! این واقعیت که ترامپ اجازه چنین ارتباطی را داده است که در آن ایرانی‌ها می‌توانند هر زمان که بخواهند بگویند هی!، اگر اسرائیل از حمله به حزب‌الله دست برندارد، دوباره تنگه هرمز را مسدود خواهیم کرد، من این را بسیار نگران‌کننده می‌دانم، بیش از همه برای مردم لبنان که می‌خواهند کارشان تمام شود و آماده صلح با اسرائیل هستند.

            از طرف دیگر باید پرسید الان در داخل اسرائیل چه خبر است؟ امروز صبح داشتم از رادیو در مورد انتخابات مقدماتی که در نیویورک و جاهای دیگر در جریان است، گوش می‌دادم. اکنون در آنجا رقابتی برای اینکه چه کسی می‌تواند بیشترین ضربه را به اسرائیل بزند، وجود دارد. وقتی به این فکر می‌کنید که اسرائیل ۱۵سال پیش در آمریکا کجا بود و در طول این ۱۵، ۱۶ سالی که نتانیاهو در قدرت بوده، کجا قرار دارد، این یکی از بزرگترین فاجعه‌ها برای مردم یهود است. سیاست نتانیاهو در حال حاضر این است که ما با کشتن، راه خود را به سوی صلح باز می‌کنیم. ما در لبنان متوقف نخواهیم شد تا زمانی که تمام جنگجویان حزب‌الله را بکشیم. ما منطقه غیرنظامی سوریه را تصرف خواهیم کرد. ما در جنگ دائمی علیه حماس باقی خواهیم ماند. نتانیاهو می‌گوید، افرادی در دولت راست‌گرای من اساساً درگیر یک پروژه پاکسازی قومی آرام در کرانه باختری هستند تا هر چه بیشتر فلسطینی‌ها را به اردن برانند تا اردن را به یک کشور فلسطینی تبدیل کنند. یک لحظه فکر کنید که اسرائیل در حال قربانی کردن چه چیزی است. اگر واقعاً اسرائیل سیاست متفاوتی داشت، حداقل تلاش برای ایجاد یک راه حل دو دولتی با تشکیلات خودگردان فلسطین، هرچند اصلاح‌شده، ما شاهد انتخابات مقدماتی امروز در نیویورک نبودیم، جایی که رقابت بر سر این است که چه کسی می‌تواند اسرائیل را با صدای بلند مورد انتقاد قرار دهد. اسرائیل می‌توانست با عربستان سعودی عادی‌سازی روابط داشته باشد. اسرائیل اکنون می‌توانست با لبنان صلح داشته باشد. می‌توانست با سوریه صلح داشته باشد. یهودیان آمریکایی و یهودیان سراسر جهان باید لحظه‌ای درنگ کنند و به این فکر کنند که این دولت اسرائیل با نداشتن رویکردی برای صلح با فلسطینی‌ها چه چیزی را از دست می‌دهد، چگونه آینده اسرائیل و آینده یهودیان در سراسر جهان را به خطر می‌اندازد.

واکین: بیایید به آنچه رئیس جمهور ترامپ هدف اصلی خود نامیده است، یعنی حذف توانایی هسته‌ای ایران بپردازیم. به نظر شما چه شانسی وجود دارد که توافقی برای انجام این کار پدیدار شود که برای ایالات متحده بهتر از توافقی باشد که توسط دولت اوباما با نام برجام منعقد شد.؟

فریدمن: برگردیم به گذشته، از زمانی که من آن دولت را پوشش می‌دادم. در واقع، صبح روزی که توافق امضا شد، خیلی زود، ساعت ۳ صبح، از کاخ سفید تماسی دریافت کردم که رئیس جمهور اوباما می‌خواست آن روز مرا در دفتر بیضی شکل ببیند. و من وارد شدم و اولین مصاحبه را با او در مورد برجام داشتم. به شما می‌گویم، من تازه شانه‌ام شکسته بود و داروهای قوی مصرف می‌کردم. واقعاً درد داشتم. اما سرم به اندازه کافی روشن بود که این را بفهمم، ایران یک مشکل بد است. در واقع، ایران مانند تعریف یک مشکل بد است و یک مشکل بد، مشکلی است که هر نوع راه حل آسانی را به چالش می‌کشد. اما رویکرد رئیس جمهور اوباما چه بود؟ او گفت که این یک مشکل بد است، بنابراین من قصد دارم از میان انبوه مشکلات عبور کنم و سعی کنم منافع کلیدی ایالات متحده را شناسایی کنم. منافع کلیدی ایالات متحده این است که ایران نتواند مواد شکافت‌پذیر کافی برای ساخت بمب هسته‌ای که می‌تواند منطقه را تهدید کند، باعث گسترش سلاح‌های هسته‌ای در خاورمیانه شود و روزی حتی منافع آمریکا را تهدید کند، جمع‌آوری کند. بنابراین، من قصد دارم با آنها به توافقی برسم که مبتنی بر دقیق‌ترین بازرسی‌ها باشد و آنها را حداقل برای ۱۵ سال، اگر نه بیشتر، از بمب دور نگه دارد. و چه کسی می‌داند، در آن ۱۵ سال، ایران ممکن است تغییر کند. این سادگی رویکرد اوباما بود. حالا، ترامپ آن توافق را پاره کرد. مطمئنم که او هرگز آن را نخوانده بود، اما به گمانم از روی نفرت و حسادتش نسبت به اوباما آن را پاره کرد و گفت: من یک جایگزین بهتر به شما ارائه خواهم داد. البته، او این کار را نکرد، و در دوره مداخله، ایران به اندازه کافی مواد شکافت‌پذیر برای ۹ یا ۱۰بمب جمع‌آوری کرد که می‌توانست خیلی سریع مونتاژ کند، و این چیزی بود که ما را به اینجا رساند. رویکرد ترامپ این بود که «اوه، این آسان است». این یک مشکل بد نیست. فقط مسئله اراده، سرسختی است و شما به یک نابغه مثل من نیاز دارید. او چه کار کرد؟ او اساساً به تحلیل نتانیاهو و مدیر موساد نتانیاهو تکیه کرد که اگر ما رژیم را سرنگون کنیم، به سرعت یک قیام مردمی را آغاز خواهیم کرد. دن، من تقریباً ۵۰ سال است که در خاورمیانه زندگی می‌کنم. در واقع چیزی را با مشاهده موساد یاد گرفته‌ام. اگر می‌خواهید کسی در بیروت یا تهران ترور شود، با موساد تماس بگیرید. اما اگر می‌خواهید روندهای سیاسی و اجتماعی در بیروت یا تهران را درک کنید، با موساد تماس نگیرید. چون به همان دلیلی که آنها در مورد اول خوب هستند، در مورد دوم هم بد هستند. علت چیست؟ علت این است که آنها با تکیه بر افرادی که علیه کشور خود می‌شورند و برای شما جاسوسی می‌کنند، در این رژیم‌ها نفوذ کرده‌اند. به عبارت دیگر، آنها افرادی هستند که از رژیم متنفرند و چون از رژیم متنفرند، ضعف رژیم را بزرگ‌نمایی می‌کنند. بنابراین، اینجا کلی کشمکش پیچیده و متناقض در جریان است.

            باید فروتن باشیم و از گفتن اینکه «هر کاری که ترامپ انجام می‌دهد اشتباه است» اجتناب کنیم. بخش بزرگی از وجود من هم دوست دارد این وضعیت تغییر کند و به نتیجه مطلوب برسد. من دوست دارم این رژیم ایران تغییر کند یا اصلاح شود، زیرا به نظر من هیچ چیز خاورمیانه را، چه زندگی ایرانی‌ها و چه فرصت‌ها برای لبنانی‌ها، اسرائیلی‌ها، سوری‌ها، عراقی‌ها و یمنی‌ها را بهتر از حذف یا اصلاح اساسی این رژیم نمی‌کند. بنابراین من هرچند که از ترامپ و کاری که او با دموکراسی آمریکا می‌کند متنفرم، اما نمی‌گویم امیدوارم ترامپ شکست بخورد، زیرا اگر موفق شود، اتفاق بزرگی خواهد بود. واقعاً می‌تواند خوب باشد. فکر می‌کنم به عنوان یک تحلیلگر، باید این احتمال را درنظربگیرید که ممکن است از آنچه اینجا اتفاق می‌افتد شگفت‌زده شوید. بنابراین، من رئیس جمهوری را تماشا می‌کنم که ممکن است ایده‌های بزرگی داشته باشد، اما به دولتی پشت سرش اعتماد ندارم که بتواند هر چیزی را اجرا کند، هر چیزی را پیگیری کند. مثلا اینکه معاون رئیس جمهور مذاکرات را رهبری می‌کند، نه وزیر امور خارجه یا مشاور امنیت ملی، هیچ بوروکراسی دولتی پشت سر او نیست. آنها همه اینها را نابود کرده‌اند. او به هیچ یک از اینها اعتقادی ندارد. ترامپ پشت سر هم چیزهای متناقض توییت می‌کند. هیچ کس در این دولت به یکدیگر اعتماد ندارد زیرا همه آنها نگرانند که او به آنها شلیک کند یا از پشت توییت کند. بنابراین، من می‌گویم شما این پروژه بزرگ را به عهده گرفته‌اید، اما چه کسی اینجا صلاحیت، صبر و تمرکز لازم را برای انجام واقعی کاری که اوباما انجام داد، یعنی مذاکره برای یک توافق دقیق و سپس اجرای آن، دارد؟ صادقانه بگویم، من در این شرایط با ترامپ همدردی زیادی می‌کنم، زیرا پروژه نهایی پروژه‌ای است که دوست دارم برای آینده منطقه، که یک رژیم متفاوت در ایران است، کارساز باشد. اگر ترامپ ذره‌ای فروتنی و وقار نشان می‌داد نسبت به اوباما و سختی کاری که سعی در انجام آن داشت، کمی معتدل تر می شد. حرفم را تمام می‌کنم. این یک جنگ بدون مناقصه بود. ترامپ هرگزجامعه اطلاعاتی خود را به خدمت نگرفت. او به یک قرارداد بدون مناقصه از سوی بی‌بی نتانیاهو و موساد متکی بود و اکنون خودش را به دردسر انداخته است و اجرای این قرارداد بدون مناقصه را به معاون رئیس جمهور خود که از ابتدا با جنگ مخالف بود، واگذار کرده است.

واکین: به نظر شما اهمیت رهبری مذاکرات توسط ونس و نه وزیر امور خارجه، مارکو روبیو، چیست؟

فریدمن: سوال بسیار خوبی است. بیایید به سال ۱۹۷۳، آن جنگ اکتبر برگردیم. در آن زمان، هنری کیسینجر را داشتیم که همه چیز را برای ریچارد نیکسون اداره می‌کرد، رئیس جمهوری که عمیقاً در مورد سیاست خارجی پیچیده بود. اگر داستان جنگ ۱۹۷۳ و مذاکرات پس از آن را به خاطر داشته باشید، کیسینجر یک دستش روی صفحه تأمین سلاح برای اسرائیل بود، که در واقع آن را بالا و پایین می‌برد تا مطمئن شود اسرائیل در جنگ پیروز می‌شود، اما مصری‌ها را تحقیر نمی‌کرد، زیرا او از قبل به مذاکرات پس از آن و آنچه برای ایجاد یک توافق‌نامه عدم درگیری بین اسرائیل و سوریه، اسرائیل و مصر لازم بود، فکر می‌کرد. بنابراین، همان شخصیت واحد، کسی که عمیقاً در تاریخ سیاست خارجی غرق شده بود، همزمان صفحه‌های ارتش و دیپلماسی را کنترل می‌کرد. اما اینجا چه خبر است؟ شما یک رئیس جمهور دارید که با تکیه بر اطلاعات و پیش‌بینی‌های یک قدرت خارجی، ارتش خودش را که به او گفته بود ایران می‌تواند تنگه هرمز را تصرف کند و می‌تواند به متحدان عرب ما حمله کند، زیر پا گذاشته است ، اما ترامپ فکر می‌کرد که رژیم قبل از اینکه آنها بتوانند این کار را انجام دهند، سقوط خواهد کرد. حالا او سعی می‌کند با واگذاری دیپلماسی به معاون رئیس جمهورش که مخالف آن بود، جنگ را پایان دهد، کسی که هیچ تجربه واقعی در آن بخش از جهان به معنای دیپلماتیک ندارد و تیم گسترده‌ای را که برای انجام این کار لازم است، ندارد. در همین حال، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، تا آنجا که من می‌دانم، در جایی در یک برنامه حفاظت از شاهد است و سعی می‌کند تا حد امکان از این موضوع دور بماند. امروز صبح که از خواب بیدار شدم چه اتفاقی افتاد؟ مردی که ترامپ برای تحویل گرفتن ریاست اطلاعات ملی از تولسی گابارد منصوب کرده است، یعنی بیل پولت  که از صنعت مسکن می‌آید و به گمانم تجربه‌اش در سیاست خارجی، در حد آشنائی با منوی صبحانه در خانه بین‌المللی پنکیک است، اکنون در اداره اطلاعات ملی است و تحلیلگران اطلاعاتی حرفه ای را اخراج می‌کند.(9) البته همه این کارکنان اینگونه نیستند و این باعث می‌شود من، حداقل به عنوان یک تحلیلگر، به نوعی امیدوار باشم که آنها راه خود را از این وضعیت پیدا کنند و در نهایت، کوشنریسم واقعاً خمینیسم را شکست می‌دهد، زیرا برای جهان و برای همه بهتر خواهد بود اما در عین حال، به خودم می‌گویم «اگر دلقک‌ها را بیاوری، یک سیرک نصیبت می‌شود». راستش من فکر نمی کنم که این تیم بتواند از پس این کار برآید، اما واقعاً امیدوارم که اشتباه کرده باشم وغافلگیر شوم.

واکین: به یاد یک لحظه ادبی دوست‌داشتنی در آخرین ستون شما افتادم که در آن از "گتسبی بزرگ" درباره تام و دیزی بوکانان نقل می کنید که «تام و دیزی آدم‌های بی‌احتیاطی بودند، چیزها و موجودات را له می‌کردند و بعد دوباره به پولشان و یا بی‌احتیاطی های بزرگشان پناه می‌بردند.» و سپس متن با این جمله تمام می‌شود: «آنها می‌گذارند دیگران آلودگی هائی را که آنها درست کرده بودند، تمیز کنند».(10) شما وضعیت ایران و این جنگ را با این جملاتی که گفتم چگونه مقایسه می‌کنید. سوال من این است که چه کسی قرار است این آشفتگی ها را پاک کند و چگونه پاک خواهد شد؟

فریدمن: این دقیقا چیزی است که من نگران آن هستم. آنها وضعیتی را در یک منطقه وسیع تخریب کرده اند که اکنون تکه‌های مختلف زیاد و بازیگران قدرتمند بسیاری دارد، اسرائیل، حزب الله، دولت لبنان، شبه نظامیان عراقی، شبه نظامیان یمن، سپاه پاسداران ایران و سیاستمدارانی در داخل ایران، که جانشین سیاستمداران قبلی شده اند و متغیرهای زیاد دیگر. اگر هنری کیسینجر امروز زنده بود، در تلاش برای یافتن راهی برای خروج از این وضعیت به شدت با چالش مواجه می‌شد، و ما امروز هنری کیسینجر را نداریم.

واکین: و ما کسی را نداریم که این آشفتگی را پاک کند.

فریدمن: چیزی که من را نگران می‌کند این است که ترامپ، که صبر ندارد، حوصله‌اش سر رفته، فقط می‌خواهد اعلام پیروزی کند و برود. یادتان هست در طول جنگ ترامپ توییت کرد، تنگه را باز کنید، حرامزاده‌های دیوانه؟ من همین الان این را خواندم و با خودم گفتم «این خاورمیانه‌ست، جیک! این محله چینی‌هاست، عزیزم!. تو وارد محله چینی‌ها شدی و کل محله رو بهم ریختی، و حالا داری سر مردم داد می‌زنی که خیابون‌ها را باز کنید، حرامزاده‌های دیوانه؟! این محله چینی‌هاست، جیک. موفق باشی!» (11)

واکین: واقعا لذت بردم. خیلی ممنون.

فریدمن: دن. من هم ممنونم.

پاورقی ها(مترجم):

1- https://www.nytimes.com/2026/06/24/opinion/thomas-friedman-iran-deal.html

2- https://www.nytimes.com/international/section/opinion

3- https://fa.wikipedia.org/wiki/توماس_فریدمن#پیوند_به_بیرون

4- https://www.faraz.ir/000TZU

5- منظور این است که ترامپ همیشه حمله میکند اما اگر اوضاع سخت باشد عقب نشینی می کند. رجوع کنید به:

khabaronline.ir/xpWyK

6- هربرت هوور در ۱۰ اوت ۱۸۷۴ در وست برنچ، آیوا به دنیا آمد. او در تاریخ ایالات متحده به عنوان سی و یکمین رئیس‌جمهور شناخته می‌شود،. هوور یک مهندس معدن بود که در دوران حرفه‌ای خود، پروژه‌های مهمی را در نقاط مختلف جهان از جمله استرالیا، چین و روسیه به انجام رساند. اما آنچه که او را به یک چهره برجسته در سطح جهانی تبدیل کرد، نقش او در تامین غذا برای مناطق جنگ‌زده اروپا در طول و بعد از جنگ جهانی اول بود. او به عنوان رئیس کمیسیون امداد بلژیک، کمک‌های غذایی را به میلیون‌ها نفر از قربانیان جنگ رساند و به دلیل این تلاش‌های انسان‌دوستانه، در سطح بین‌المللی مورد ستایش قرار گرفت. هرچند هوور به دلیل رکود بزرگ اقتصادی در دوران ریاست‌جمهوری‌اش (۱۹۲۹-۱۹۳۳) مورد انتقاد قرار گرفت، اما اقدامات او در مدیریت بحران اقتصادی و تلاش برای کاهش اثرات مخرب آن، بخشی از تاریخ اقتصادی آمریکا را تشکیل می‌دهد. در دوران ریاست‌جمهوری هوور، برنامه‌های مختلفی برای مقابله با این بحران اجرا شد که برخی از آن‌ها بعدها به عنوان پایه‌ای برای سیاست‌های اقتصادی جدید در دوران فرانکلین روزولت مورد استفاده قرار گرفتند.

7- اصطلاح اینکه آیا «این صدا زنده است یا ممورکس» مربوط به دهه 1980 آمریکا است که کمپانی ممورکس نوعی نوار ضبط و تجهیزات صوتی تولید کرده بود که نمیشد تشخیص داد صدا زنده است و یا ضبط شده است. این اصطلاح بعدا به دیپلماسی راه یافت و در مواردی به کار میرود که نتوان اصیل را از غیر اصیل تشخیص داد. رجوع کنید به:

https://moderndiplomacy.eu/2018/05/12/is-it-live-or-is-it-memorex-the-real-world-of-lies/

8- بافر(Buffer) و (Amplifier) دو اصطلاح رایج در مهندسی هستند که اولی به معنی متعادل کننده یعنی یک واسطه که فاصله دو متغیر را کم می کند و دومی به معنی تشدید کننده یعنی فاصله دو متغیر را زیاد می کند. منظور فریدمن این است که اطرافیان ترامپ در دور اول افرادی بودند که او را آرام و معتدل می کردند و در دوم دوم افرادی که دور او هستند او را تشدید و معارضه جو می کنند.

9- خانه بین المللی پنکیک  رستورانی آمریکائی دارای شعب متعدد در سراسر جهان است که غذاهای متنوع  ارائه میکند. منظورفریدمن این است که کسی در راس دستگاه امنیتی ایالات متحده قرار گرفته که حداکثر تجربه اش از سیاست بین الملل در این حد است که دراین رستوران نشسته و منوی غذای کشورهای مختلف را دیده باشد. رجوع کنید به:

https://en.wikipedia.org/wiki/IHOP

10- اشاره به رمان «گتسبی بزرگ» اثر «اف. اسکات فیتزجرالد» نویسنده آمریکائی است که در1925منتشرشد:

https://fa.wikipedia.org/wiki/گتسبی_بزرگ#زمینه_تاریخی_و_زندگی‌نامه‌ای

11- اشاره به دیالوگ فیلم محله چینی ها(Chinatown) اثر رومان پولانسکی 1974 است:

https://fa.wikipedia.org/wiki/محله_چینی‌ها_(فیلم_۱۹۷۴)#خلاصه_داستان

لینک فیلم با دوبله فارسی:  https://myket.ir/video/v-2QBMAQ8DG9/chinatown